قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2666

تاريخ الفي ( فارسى )

پس اولى و انسب آن است كه ميانهء ما و سلطان محمّد مصالحه واقع شود « 1 » . و چون اين معنى را با بعضى از دولتخواهان خود اظهار كرد ، همه تحسين نموده به‌عرض رسانيدند كه : آنچه به خاطر سلطان رسيده عين صواب است و نگاهداشتن ملك بى اين ممكن نيست . القصّه ، سلطان بركيارق ، قاضى ابو المظفر جرجانى حنفى و ابو الفرج حمد بن غفار همدانى را ، كه به « صاحب قراتگين » اشتهار داشت ، پيش سلطان محمّد فرستاده پيغام داد كه : مناسب دولت آن است كه بعد از اين ما دو برادر نزاع و خصومت را قطع نموده ملك موروثى را بر وجهى كه لايق دانند قسمت نماييم . چون اين جماعت در حدود مراغه به ملازمت سلطان محمّد رسيده پيغام برادرش سلطان بركيارق را به او رسانيدند ، سلطان محمّد از شنيدن اين سخن اظهار بشاشت و خوشحالى كرده فرمودند كه : آنچه برادر بزرگ ما را در باب صلح به خاطر رسيده عين صواب است . اكنون به هر وجهى كه لايق دانند قرار دهند كه من از صوابديد ايشان بيرون نمىروم . آخر الأمر ، بعد از ارسال رسل و رسائل مهمّ مصالحه بر آن قرار گرفت كه از سفيدرود دار المرز تا باب الأبواب شيروان و بلاد ديار بكر و جزيره و موصل و شام و از بلاد عراق عرب آنچه تعلّق به سيف الدّولة بن صدقه دارد همه به سلطان محمّد متعلّق باشد به شرط آنكه در بلاد هر يكى از برادران نام ديگرى در خطبه مذكور نسازند و سلطان بركيارق در اين باب با برادر مناقشه ننمايد و با يكديگر كتابت ننويسند ، بلكه اگر غرصى متعلّق به نوشتن كتابت باشد ، وزير هر يكى به وزير ديگرى آنچه مقصود باشد بنويسد . و ولايت خراسان از حدّ جرجان تا به ماوراء النهر در تصرّف سلطان سنجر بود . و او در آن ولايت خطبه به نام برادرش سلطان محمّد بخواند « 2 » . و چون امر مصالحه قرار گرفت سلطان محمّد كسان خود را از اصفهان طلب داشت و سلطان بركيارق اهل و عيال سلطان محمّد را به إعزاز و احترام تمام روانهء آن جانب ساخت ؛ چنانچه در تواريخ معتبر مسطور است كه سيصد شتر و صد و بيست استر در زير بار ايشان بودند و لشكرى بسيار همراه ايشان فرستاد كه ايشان را به سلطان محمّد رسانند . چون خبر مصالحه ميانهء برادران به بغداد رسيد ، امير ايلغازى ، كه قبل از اين از قبل سلطان محمّد شحنهء

--> ( 1 ) . باسورث علّت اصلى تمايل سلطان بركيارق به صلح با سلطان محمّد را در بيمارى بركيارق و تحليل رفتن منابع وى دانسته است ؛ - تاريخ ايران ، پژوهش دانشگاه كيمبريج ، ج 5 ، ص 113 . ( 2 ) . اين نخستين تجزيه در امپراتورى سلجوقى بود كه هر دو امير در سرزمينهاى تحت امر خود سلطان گرديدند ، ولى يك سال بعد كه سلطان بركيارق درگذشت ، سلطان محمّد از طريق موصل آهنگ بغداد كرد و دوباره سلطان سراسر قلمرو سلجوقى گرديد ؛ - ابن جوزى المنتظم ، ج 9 ، ص 141 ؛ مجمل التّواريخ ، ص 410 .